تبلیغات
فقه شافعی دانشگاه کردستان - فلسفه زنده ماندن ابلیس تا پایان دنیا


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

فلسفه زنده ماندن ابلیس تا پایان دنیا

نوشته شده توسط:انجمن فقه
جمعه 26 دی 1393-07:21 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه الی یوم ‏الدین و اما بعد ‏:‏

ابن قیم در (شفاء العلیل) در این باره سخن گفته و توضیحاتی به شرح زیر ارائه داده اند:

1- امتحان بندگان

از جمله حكمت ها یكی اینست كه خداوند متعال وجود ابلیس را محكی برای تمایز و جدا ساختن پاكان از ناپاكان قرار داده است و به تعبیری دیگر وجود شیطان ابزاری است كه با بودن آن انسانها نمی توانند دوستان خود را از میان دشمنان تشخیص بدهند و بشناسند. 


روی این اصل حكمت خداوندی مقتضی آن شد كه شیطان تا پایان حیات انسانها زنده بماند تا هدف از خلق او بدست آید و اگر خداوند ابلیس را از بین می‌برد، این هدف برآورده نمی شد، آری باقی ماندن كفار تا پایان زندگی دنیا كه دشمنان خداوند هستند، نیز حلقه ای از همین زنجیر است . اگر خداوند كفار را از بین می برد و همه را نابود می ساخت، حكمت های زیادی كه در بقای آنها نهفته است، به هدر می رفتند. قطعاً همانطور كه حكمت خداوند مقتضی آن بود كه آدم (ابوالبشر) را امتحان كند، امتحان فرزندان آدم نیز از مقتضیات حكمت الهی است تا مخالفان و دشمنان ابلیس به سعادت و دوستان و طرفدارانش به شقاوت برسند.

 

2- زنده ماندن شیطان پاداش اعمال گذشته اوست

آری، ‌از جمله حكمت و فلسفه زنده ماندن شیطان تا پایان دنیا اینست كه حكمت خداوند بر این می باشد كه شیطان در آخرت اندك بهره‌ای نداشته باشد. حال آنكه در گذشته دور یعنی پیش از رد سجده بر آدم، عبادت و طاعت بسیار كرده است و خداوند زندگی طولانی دنیا را به عنوان پاداش عبادت های گذشته به او عنایت كرده تا نسبت به‌ هیچ كسی كه عمل نیكی را انجام داده است، ‌ستم نکرده باشد. انسان مؤمن پاداش اعمال نیكش را در دنیا و آخرت می بیند، ‌اما انسان كافر پاداش اعمال نیك خود را در دنیا وصول می كند و وقتی كه به جهان آخرت قدم بگذارد، بهره‌ای در آنجا نخواهد داشت و این مطلب از احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم  ثابت شده است.

 

 

3- ابقاء شیطان به خاطر آن است تا بار گناهانش سنگین شود

زنده ماندن شیطان تا روز قیامت به خاطر اكرام و تعظیم نیست، زیرا اگر شیطان میمرد، برایش بهتر بود و عذابش كمتر و شرش كوتاه تر بود. اما شیطان به خاطر سنگینی جرمش و اصرارش بر معصیت و مخاصمت با خداوند متعال كه احكامش برای تمام كائنات واجب است و به خاطر عیب جوئی در حكمت خداوند و قسمش مبنی بر قطع رابطه بندگان خداوند با خداوند و جلوگیری از عبادت پروردگار، پروردگار می خواهد با ابقا و زنده نگاه داشتن او، عذابش را به میزان جرایمش تشدید كند، او را مهلت داد تا بر گناهانش افزوده شود و مستوجب مجازاتی منحصر به فرد باشد و در عذاب و عقاب در ردیف اول قرار گیرد، همانگونه كه در شرك و كفر در ردیف اول قرار دارد و به جهت اینكه ماده هر شر و شرارتی از شیطان نشأت می گیرد، در دوزخ به میزان شرارتش مجازات می شود، هر عذابی كه به دوزخیان برسد، نخست از شیطان شروع می شود و بعد به پیروانش سرایت می كند.

 

4- ابقاء شیطان بخاطر رهبری مجرمین و اشرار است

از جمله حكمت های زنده ماندن شیطان تا روز قیامت، اینست كه شیطان در مخاصمت و جدال با پروردگار گفت:

« قَالَ أَرَأَیْتَكَ هَذَا الَّذِی كَرَّمْتَ عَلَیَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إَلاَّ قَلِیلاً»الإسراء: ٦٢

 (‏شیطان گفت: به من بگو كه آیا این همان كسی است كه او را بر من ترجیح و گرامی داشته‌ای‌؟!  (جای تعجّب است) . اگر مرا تا روز قیامت زنده بداری، فرزندان او را همگی جز اندكی (با گمراهی) نابود می‌گردانم (و لگامِ وسوسه را به دهانشان می‌زنم و به جاده خطا و گناهشان می‌كشانم)) . ‏

خداوند می دانست كه میان نسل آدم كسانی هستند كه شایستگی سكونت در بهشت را ندارند و محل مناسب برای سكونت آنها محلی است كه مملو از گندیدگی، خس و خاشاك باشد. شیطان را با این گونه افراد نگاه داشت و به زبان قضا و قدر خطاب به شیطان چنین فرمود: اینها همراهان و دوستان تو هستند، تو در انتظار آنها بنشین و هرگاه آنها را دیدی، ‌به میل خود با آنها رفتار كن، اگر او شایستگی بندگی را داشته باشد، تو را نمی گذارم كه بر او چیره شوی، زیرا قیم و متولی پاكان و نیكان من هستم و آنها كسانی هستند كه شایستگی عبودیت مرا در خود به وجود آورده اند و تو دوست مجرمان و بزه كاران هستی، آنهایی كه از دوستی با من و از در پی بودن خشنودی من، خود را بی نیاز می دانند. خداوند می فرماید: « إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ * إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ» النحل: ٩٩ - ١٠٠

(‏بی‌گمان شیطان هیچ گونه تسلّطی بر كسانی ندارد كه ایمان دارند و بر پروردگارشان تكیه می‌نمایند. ‏ بلكه تنها تسلّط شیطان بر كسانی است كه او را به دوستی می‌گیرند و به واسطه او شرك می‌ورزند (و خدایان و بتانی را در عبادت انباز خدا می‌سازند)).

البته از دنیا رفتن پیامبران و مرسلین به خاطر اهانت و تذلیل آنان نیست، بلكه به خاطر اینست كه آنها به جایگاه والا و مقام كرامت خود برسند و از خرابی، زشتی و رنج های دنیا آزاد شده و از مزاحمت دشمنان و پیروان رها شوند و بعد از یك پیامبر، پیامبر دیگری بیاید. روی این اصل از دنیا رفتن پیامبران، به نفع آنان و به سود امت است.

نفع آنان به خاطر اینكه از مشكلات دنیا رها می شوند و در نهایت لذت و شادی به پروردگار خود می پیوندند، علاوه بر این، خداوند به پیامبران در مورد رفتن از دنیا و ماندن در آن اختیار داده است هر پیامبری تا خودش مرگ را اختیار نكند، از دنیا نمی رود.

اما راجع به سود امت باید توجه داشته باشیم كه اطاعت امت محدود به زمان حیات پیامبران نبوده و نیست، بلكه امت ها بعد از رحلت پیامبران نیز مكلف به اطاعت از آنان هستند و توجه داشته باشیم كه پیروان انبیا، انبیا ‌را عبادت نمی كنند، بلكه به فرمان و امر و نهی آنان خدا را عبادت می كنند و خداوند زنده و جاودان است و هرگز نمی میرد، بنابراین از دنیا رفتن پیامبران مصالح و حكمت های بی شماری را برای خود آنها و برای امت در بردارد. علاوه بر این پیامبران انسان هستند و خداوند هیچ انسانی را برای همیشه زنده بودن نیافریده است، بلكه آنها را به عنوان  جانشین در روی زمین قرار داده است، یعنی اینكه یك نسل باید برود و نسل دیگر جانشین آن شود، اگر خداوند، انسانها را برای همیشه زنده نگاه می داشت، حكمت و مصلحت خلیفه بودن از دست می رفت و زمین نیز ظرفیت سكونت آنها را از دست می داد. بنابراین، مرگ و مردن كمال هر مؤمنی است، اگر مرگ نمی بود، زندگی در دنیا تلخ می شد و دنیا برای انسانها محبوبیتی نمی داشت، حكمت و فلسفه مرگ در واقع برای مؤمن همان حكمت و فلسفه زندگی است.

 

وصلی الله وسلم علی محمد وعلى آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلى یوم الدین

منبع: کتاب "دنیای جن و شیاطین"؛ دکتر عمر سلیمان اشقر.



جمعه 26 دی 1393 07:21 ب.ظ
نظرات() 

Dante
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 10:27 ب.ظ
It is in reality a great and helpful piece of information. I'm
satisfied that you shared this useful info with us.

Please stay us informed like this. Thank you for sharing.
BHW
شنبه 12 فروردین 1396 12:12 ب.ظ
I'm not sure why but this blog is loading incredibly slow for me.
Is anyone else having this problem or is it a problem on my
end? I'll check back later and see if the problem still exists.
لقمان ابراهیمی
شنبه 27 دی 1393 11:50 ب.ظ
سلام راستی نظر سنجی به نظرتون نمی تونست موارد مهم تری باشه مثل:اعتیاد-ناهماهنگی طبقاتی-ناسازگاری وافسردگی-عوامل زناشویی
پاسخ انجمن فقه : ممنون از پیشنهاد خوبتون ولی خیانت نشات گرفته از موادری هستش که شما هم ذکر کردین(ناسازگاری و عوامل زناشویی).
لقمان ابراهیمی
شنبه 27 دی 1393 11:34 ب.ظ
مانو نبن.خوب بود می تونه بهترم باشه
شهین عارفی
شنبه 27 دی 1393 05:33 ب.ظ
پنبه ی وسواس بیرون کن ز گوش/تا به گوشت آید از گردون خروش/
پاک کن دوچشم را ازموی عیب/تا ببینی باغ وسروستان غیب/
دفع کن از مغز واز بینی زکام/تا که ریح الله آید در مشام
عالی بود خسته نباشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.