تبلیغات
فقه شافعی دانشگاه کردستان - نهى از غیبت کردن در اخلاق اسلامى


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

نهى از غیبت کردن در اخلاق اسلامى

نوشته شده توسط:انجمن فقه
پنجشنبه 16 مرداد 1393-12:11 ب.ظ

غیبت عبارت است از: یاد کردن مسلمان به آن نام وصفتی که از آن بد می‌برد.
عن أبی هریرة أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال أتدرون ما الغیبة قالوا الله ورسوله أعلم قال ذکرک أخاک بما یکره قیل أفرأیت إن کان فی أخی ما أقول قال إن کان فیه ما تقول فقد اغتبته وإن لم یکن فیه فقد بهته (رواه مسلم) 
از ابوهریره روایت است که رسول الله (ص) فرمود: «آیا می‌دانید غیبت چیست؟ صحابه گفتند: الله ورسولش بهتر می‌داند فرمود: یاد کردنت برادرت را به چیزی (صفت) که از آن کراهیت دارد. صحابه گفتند: اگر درآن شخص این اوصاف بد موجود باشد؟ پیامبر (ص) درپاسخ فرمود: دراین صورت غیبت اورا کرده اید (همین غیبت است) واگر آنچه گفتید در وی موجود نباشد، پس درحقیقت براو بهتان بسته‌اید».
عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ , قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ : ” لَمَّا عُرِجَ بِی مَرَرْتُ بِقَوْمٍ لَهُمْ أَظْفَارٌ مِنْ نُحَاسٍ یَخْمِشُونَ وُجُوهَهُمْ وَصُدُورَهُمْ , فَقُلْتُ : مَنْ هَؤُلاءِ یَا جِبْرِیلُ ؟ قَالَ : هَؤُلاءِ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ لُحُومَ النَّاسِ وَیَقَعُونَ فِی أَعْرَاضِهِمْ “.(ابو داود)
از انس روایت گردیده که رسول الله (ص) فرمود: «وقتی مرا درشب معراج به آسمان بردند گروهی را دیدم که ناخن‌های مِسِی داشتند وروی وسینه‌های خود را باین ناخنها می‌خرا شیدند، پرسیدم: این‌ها کیستند ای جبریل؟ پاسخ داد این‌ها کسانی‌اند که گوشت مردم را می‌خوردند ودرعزت وشرف مردم تبصره‌های بد می‌کردند».
بشکل عموم غیبت وپس گوئی نا جایز وحرام است، منتهی دربعضی موارد خاص مستثنی است.
حالاتی که غیبت جواز دارد:
موضوع غیبت مانند هرقانون دیگر استثنا هائی دارد، ازآن جمله:
۱-شکایت ازظالم: جایز است که بگوید: فلان کس درحقم ستم کرده است.
۲-کمک خواستن برای تغییرمنکرجو ز دارد که برای شخص که قدرت ازالۀ منکررا دارد بگوید: فلان چنین و چنان کرده است.
۳-طلب فتوا: جواز دارد برای مفتی بگوید: فلان کس درحقم چنین کرده است؟
۴-جرح راویان مجروح، ذکر اسم ولد و بیان عیب وعلت جرح شان.
۵-کسی که فسق و بدعت خود را علنی انجام می‌دهد، جواز دارد که تشهیرگردد مانند: شرابخور، فالبین، مبتدع، خرافی.
زیرا درصحیح بخاری روایت شده: هند زن ابوسفیان برای رسول الله (ص) گفت: ابو سفیان مرد بخیل است…. وحدیث فاطمه بنت قیس، راجع به مشورۀ که داشت، وپاسخ رسول الله (ص) برای وی این بود: معاویه نا توان ونا دار است وابوجهم عصا را از گردن خود پائین نمی‌کند.
کفارۀ غیبت:
کفارۀ غیبت توبه کردن است. زیرا«غیبت» مانند بسیاری از صفات قبیحۀ دیگر تدریجاً به صورت یک بیماری روانی درمی آید، حتی که غیبت کننده از غیبت خود لذت می‌برد، واز این که پیوسته آبروی این وآن را بریزد احساس رضا وخوشنودی می‌کند، واین یکی از مراحل بسیار خطر ناک اخلاقی است.
از آنجا که غیبت جنبۀ «حَقُ العِباد» داشته باشد کفارۀ آن ازاین قراراست:
۱-درقدم اول عذر خواهی است ازغیبت کرده شده.
۲-اگر دسترسی به صاحب غیبت دارد ومشکل تازه ای هم ایجاد نمی‌کند، از او عذرخواهی کند، مثلاً بگوید: از شما غیبت کرده ام مرا ببخش، وشرح بیشتر ندهد.
۳-واگر دسترسی ندارد، ویا او را نمی‌شناسد، ویا از دنیا رفته است، برای او استغفارکند ومغفرت بخواهد.
اگر گناه در (حقوق الله) باشد صورت توبۀ آن از این قرار است:
۱-از ارتکاب آن گناه بلا فاصله دست بکشد.
۲-از آن چه که مرتکب گردیده اظهارندامت وپشیمانی کند.
۳-تصمیم قاطع وعملی براجتناب آن بگیرد.
و این را نباید فراموش کرد که نه تنها غیبت کردن حرام است، بلکه گوش گرفتن ودرمجلس غیبت حضور یافتن نیز حرام است. برای مسلمان واجب است غیبت را رد کرده و از برادر مسلمانش دفاع کند. چه زیبا است جامعۀ که اصول اخلاقی اسلام درآن دقیقاً اجرا شود.
………………………………..

برگرفته از کتاب:اخلاق اسلامی وآداب اجتماعی
تالیف:نعمت الله «وثیق»
منبع:پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه.

پنجشنبه 16 مرداد 1393 12:12 ب.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.